تبليغاتX
دوســـــــــــــتت ندارم








دوســـــــــــــتت ندارم

 


96a1ef52966426aedbe59538f563a222_500.jpgای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود ؟

من که خود راضی برین خلقت نبودم زور بود ؟

من که باشم یا نباشم کارگردون لنگ نیست

من بمیرم یا بمانم که کسی دلتنگ نیست

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 16:45 توسط مهدی|



 

07.jpg

من از اون آســــــمون آبی میخوام  .......   من از اون شب های مهتابی میخوام

دلم از خـــــــاطره های بد جداست  .......    من از اون وقت های بی تابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم ......  آرزوهامو به یک حــــــــــــــــــــــــباب بدم

سیبی از شـــاخه ی حصرت بچینم ......  بندازم رو آســـــــــــــــــــــــــمونو تاب بدم

گل ایــــــــــــــــــــــوونه بهاره دل من ...... یه بیابون لـــــــــــــــــــــــــــــاله زاره دل من

 

زمستان فصلی است مخصوص ثروتمندان : اگر ثروتمند باشی سرما به یک بازی بدل می شود که بتوانی پالتو پوست بخری و خودت را گرم کنی و به اسکی بروی . بر عکس اگر فقیر باشی سرما بلا می شود و می آموزی که حتی از زیبایی منظره سفید پوشیده از برف متنفر باشی


دنیای من . من محض خاطر لبهای خوش رنگ تو و هم دست از سیاه و سفید بودنش بر نمی دارد . این کتابخانه ارزانیِ خواننده هایی که مجسمه ساز های خوبی هستند
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:8 توسط مهدی|



286d8f6111a41a135c3fe85331f97de1_500.jpg

خدایا!

دلم می خواهد شبیه بی کس ترین آدمهای روی زمین باشم

شبیه آدمهایی که جز تو یاوری ندارند

از عظمت مهربانیت در حیرتم

چگونه به من محبت میکنی

در حالی که در سرزمین وجودم فصل سرد شیطانی حاکم است.

خدایا!

سجده میکنم در برابرت که اینقدر در برابر من و گناهان من صبوری

کمکم کن تا این مهربانی هایت را درک کنم


میگن شاید علت اینکه شیطان بر ادم سجده نکرد این بوده باشه که عاشق حوا شده باشه ...

اول از همه شروع سال ۲۰۱۲ رو تبریک میگم .... دوم از بد شانسی امتحانات شروع شده . همه گیر دادن که معدلت باید بالا بشه ... ما هم میریم تا بعد امتحانات دوباره میایم ... البته بهتون سر میزنم .....

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 14:26 توسط مهدی|




یه دوست خوب دارم که همیشه باهامه ... خیلی خیلی دوسش دارم ... از ته دلم تارمو دوست دارم

تارم توی همه ی لحظه ها باهام بوده و میمونه .... این پستمو به تارم تقدیم میکنم

 

 داد  غم، گنج  نوا، در دلم  اندوخته  است           ظلم و عصيان فلك، با من دلسوخته است

شرح اين مويه كه صد شهر به آشوب كشيد         اشك مي داند و بس، گرد غم او رفته است

يارب اين درد جگر سوز كه در زخمه تار مي زند     چنگ  به دل ،  مرثيه  آموخته  است  

ني غم بر لب دل، دست عزيزش بنهاد              كه چرا يوسف او چشم به من دوخته است

پنجه ی غم  چو گشادم  به  تمناي  سه  تار         از تف سينه او ، دست و دلم  سوخته است

راه  بیداد  گرفتم  به  جلوداری  او                    قامتش، شور و شرش ،چشم و لبم دوخته است  

دف  و قانون  طرب  بزم  مرا  سامان  داد            ترك سيمين بر من از چه بر افروخته است؟  

زخمه هاي سر انگشت نگاهش ز جفا               داد غم گنج نوا در دلم اندوخته است

 اینم اهنگی یه که خودم زدم اگه دوست دارین دانلود کنین : دانلود اهنگ

نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 23:47 توسط مهدی|



     21-birthday-cake-1.jpg

چهار شنبه شب شب یلداست اون قدیم مدیما یعنی حدود ۲۱ سال پیش پسری به دنیا اومد که اسمشو مهدی گذاشتن . قرار بود اگه دختر بوده باشه اسمشو یلدا بزارن  اما از شانسش پسر در اومد .... اینم وبلاگشه ....

مهدی داره ۲۱ ساله میشه و فعلا دانشجوه .... تمام آرزوش اینه که فوق لیسانس قبول شه ...

این اقا مهدی ما یکم پسر شیطونی یه .... وقتی شناسنامشو باز کرد دید تولدش نزدیکه ذوق کرد ...

منم گفتم تولدشو تبریک بگم ....

این اقا پسره بهم قول داده که از این به بعد همه ی نمازاشو بخونه .....  دیگه تنبلی نکنه و  نمازاشو یکی در میون نخونه ....

 ......................................................................................................................................

یلدا نام فرشته ای است، بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره .... یلدا نرم نرمک با مهر آمده

 بود ..... با اولین شب پاییز آمده بود و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید تا آدمها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند

یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را

 زمزمه می کرد و گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد

یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت .... آتش که می دانی، همان عشق است

یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد .... آتش در وجود یلدا بارور شد

فرشته ها به هم گفتند: یلدا آبستن است . آبستن خورشید

و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد و شبی که آخرین قطره را ببخشد، دیگر زنده نخواهد ماند

فرشته ها گفتند: فردا که خورشید به دنیا بیاید یلدا خواهد مرد .... یلدا آفرینش را تکرار می کند

 راستی فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 20:33 توسط مهدی|



سلام به همه راستش این پستم از بقیه پستا فرق میکنه این پستو برای دختری از مشرق زمین مینویسم

هیچ کس مثل خودمون نمیتونه عشق خودمونو دوست داشته باشه ...

خوش به حال کسی که تا اخر عمرش با عشقش زندگی میکنه ...

اینو هم در نظر داشته باشیم که بعضی از عشقا سوء تفاهمند ...

اگه میخوایم بدونیم کسی دوستمون داره یا عاشقمونه چطور باید فهمید ؟

 والا خودم فکر کنم که اگه کسی دوسمون داشته باشه از یه طریقی بهت احساسشو میفهمونه .... با این همه خداکنه همه به عشقشون برسن ...

اینو در نظر داشته باشیم که مهمترین چیز تو رابطه ی عشقولانه داشتن اعتماده ...

اینکه عشقتو ازاد بزاری و بزاری تو حالو هوای خودش باشه ... مطمئنا پیشش مهمتر میشی

حالا اگه چرخ روزگار طوری چرخید که ما به عشقمون نرسیدیم . باید چیکار کنیم ؟

یکی از بزرگان میگه : باید تلاش کرد به اونچه که دوسش داریم به دست بیاریم وگرنه باید اون چیزی که به دست میاریم و دوست داشته باشیم ...

والا خودمم جواب این قسمتو نمیدونم .. اینکه به عشقمون نرسیدیم باید چیکار کنیم .. اگه کسی میدونه خواهشن بگه که توی ادامه ی بحث قرار بدم


سمیرا میگه : پرنده اي رو كه دوسش داري رهاش كن اگه دوست داشت برميگرده اگرنه از اولش هم مال تو نبوده.........

دختری از مشرق زمین میگه : وقتی به عشقت نرسیدی مطمئن باش خدا به صلاحت دونسته یعنی اگه میرسیدی خوشبخت نمیشدی باهاش


برایش نوشتم: "" به امید فردای بهتر"". دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرد. بعدها فهمیدم آن روز " الف" " فردا " را یادم رفته بود بنویسم ...

نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 23:7 توسط مهدی|



 

 

کی میتونه بعد تو محرم راز من بشه ....

کی میتونه بعد تو همه نیاز من بشه ....

                                          کی جاتو میگیره و درد دلامو گوش میده ....

                                          کی دیوونه کردنو مثل چشات خوب بلده ....

بعضی وقتا میامو یواشکی میبینمت ....

وقتی که غنچه بودی خودم باید میچیدمت ....

                                          کی بجای من برات شبا لالایی میخونه ......

                                          شنیـــــــدم اون غریبه قدر تورو نمیدونه ......

 

غریبــــــــــــــــــــــــــــــــه .... تورو خــــــــــــــــــدا .... عشقمو اذیت نکنی .....

قول مردونــــــــــــــــه بده ....  بهـــــــــــــش خیــــــــــــــانت نکنــــــــــــی .....

قــــول بــــده چشــــــای اون هـــــیچ موقـــــــــــــع اشــــــــــکو نبــــیــــــنه ....

قـــــول بـــده کـــه هـــــــیچ شـــــبی چشـــــم انتـــــظارت نشــــــــــــــینه .....

 

غریــــــــــــــــــــبه  ..... غریــــــــــــــــــــــــــبه 

 

بگـــــــــــو که عاشــــــــقشی  ....... هـــــــمیشه اونـــــــــو دوســــــــــت داری

حالــــــا که یــــــــــــــــــــار توه ....... هیچـــــــــــــــی براش کـــــــــــــــــم نزاری

 

کی میتونه بعد تو محرم راز من بشه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 11:41 توسط مهدی|



 

2.jpg

دستهایت تکیه گاهم بود و نیست

                                            عشق تو پشت و پناهم بود و نیست

حیف ! آن وقتی که عاشق شد دلم

                                              چیز سبزی در نگاهم بود و نیست

عشق این سرمایه بازار دل

                                             آب این روی سیاهم بود و نیست

یاد ان ایام مشتاقی بخیر

                                            عاشقی تنها گناهم بود و نیست

 

 

هميشه اشک اونايي که به فکرمون هستن رو در مياريم  .... و هميشه واسه کسايي که به فکرمون نيستن اشک ميريزيم  ...... هميشه به کسايي که اصلا به يادمون نيستن فکر ميکنيم  ...... و هميشه کسايي که اصلا فکرشم نميکنيم به يادمونن
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 15:45 توسط مهدی|




مطالب پيشين
» ای فلک
» سیب
» خدایا ...
» تار
» تولد
» دختری از مشرق زمین
» کی میتونه ؟
» اشک
» روز مرگم
» شناخت عشق
Design By : ParsSkin.Com