خداوندا
اگر روزی بشر گردی ز حال ما خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت ، از این بودن ، از این بدعت خداوندا
نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است !؟
یکی دلش به صد دل بنده یکی صد دل به یک دل میبنده یکی یه دل به یه دل میبنده وتا آخر پایبنده یکی دل به هیچکی نمیبنده یکی نمیدونه دلش به کی بنده یکی هر بار به یکی دل میبنده یکی دل میبنده تا بخنده یکی هم مثه من دلش آکبند مونده که به کی دل ببنده!!
دنيا اين جوريه ديگه اگه گريه کنی ميگن کم آوردیاگه بخندی ميگن ديوونستاگه دل ببندی تنهات ميزارناگه عاشق بشی دلتو ميشکننبا اين حال بايدلحظه ای را گريست و دمی را خنديد
ساعتی را دل بستو عمری عاشقانه زيست
پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند
ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستاره ها که از ورای ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته اید
آری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره می کنم
ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد ؟
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دو رویی و جفای ساکنان خاک
کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستاره ها ، ستاره های خوب و پاک
رفته است و مهرش از دلم نمی رود ای ستاره ها ، چه شد که او مرا نخواست ؟
ای ستاره ها ، ستاره ها ، ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟
|